سینمای اکسپرسیونیست(۳)
فریتس لانگ ۱۸۹۰ – ۱۹۷۶، به عنوان فرزند یک آرشیتکت وینی به تحصیل مهندسی پرداخت، اما به سبب تمایل درونی، توجهش به هنر و تاریخ هنر جلب شد و برای کسب تجربه، به کشورهای دور سفر کرد. لانگ به عنوان کارگردان، در سال ۱۹۱۹ یعنی همان سال که مورنائو نیز آغاز به کار کرد نخستین اثر خود دورگه را پدید آورد.
ادامه مطلب ...سینمای اکسپرسیونیست(۲)
فیلم های مجلسی که از سوی «کارل مایر» ابداع شده بود، در ادامة بی واسطة فیلم های خیابانی، که با فیلم (خیابان) ۱۹۲۳ اثر کارل گرونس به صورت یک مد درآمد، قرار می گرفت: یک فرد عادی از دنیای یکنواخت زندگی خود می گریزد تا به دنبال جذبه ها و کشش های «خیابان» برود؛
ادامه مطلب ...سینمای اکسپرسیونیست(۱)
برای تحلیل رابطه بین جنبش های پیشرو در سینما و معماری، بد نیست از ذکر برخی اندیشه های نظریه پردازان آن زمان آغاز کنیم. زیگفرید کراکائر، والتر بنیامین یا حتی متقدمانی همچون گئورک زیمل و شارل بودلر به اهمیت و مفهوم پیوند تصاویر اشاره می کردند.
ادامه مطلب ...اکسپرسیونیسم
عنوان «هیجان گری» در ۱۹۱۱ برای متمایز ساختن گروه بزرگی از نقاشان به کار رفت که در دهه اول سده بیستم بنای کار خود را بر بازنمایی حالات تند عاطفی و عصیان گری علیه نظام های ستم گرانه و ریاکارانه حکومت ها و مقررات غیرانسانی کارخانه ها و عفونت زدگی شهرها و اجتماعات نهاده بودند.
ادامه مطلب ...نگاهی به ماده معماری و موسیقی در فضای زمانی – مکانی
از دیدگاه ما، تشابه و توازی و تقارن خاصی میان معماری و موسیقی وجود دارد که ارزش یادآوری دارد و شاید بتواند به عنوان موضوع اصلی این نوشتار به شمار آید.
همانگونه که دیدیم، معماران با ماده ملموس و بیشکل سروکار دارند و نقطه حرکتشان در آفرینش فضای معماری در این باب است که چگونه به آنچه تودهای فاقد هویت شکلی است برشهایی اعمال کنند؟ و موسیقی سازان، به انتزاعی از این بیش، ماده ناملموس و بیشکلی را که تا برش نخورده هیچگونه خصیصه کاربردی نمیتواند داشت (برخلاف سنگ بیشکل و گچ توده و خاک رس)، به عنوان دست مایه در اختیار دارند.
ادامه مطلب ...موسیقی در گسترههای زمانی و مکانی
کلیترین پرسشی که همه ما میتوانیم به میان آوریم میتواند چنین باشد : موسیقیسازان، در آخرین تحلیل، برای آفریدن فضای موسیقی چه میکنند و چگونه ماده اصلی کارشان – که در آغاز صوتهایی بیشکل و در واقع بالقوهاند – را با یکدیگر میآمیزند؟ برخلاف معماری – که دیدیم اگر ضابطه و قاعدهای را آفریده، آن را به آسانی دگرگون یا منسوخ کرده – موسیقی متکی بر قواعدی است که به دو دلیل اصلی و اساسی ثابت ماندهاند، اگر چه شیوه کاربردشان را موسیقیسازان هر عصر دگرگون کردهاند.
ادامه مطلب ...معماری در گسترههای زمانی و مکانی
همه ما میتوانیم این پرسش را به میان آوریم که معماران، در آخرین تحلیل، برای آفریدن فضای معماری، چه میکنند؟ ماده اصلی کارشان – که در آغاز تودهای بیشکل است – را چگونه و براساس کدام معیارها و قاعدهها و با کدام ابزارهای فکری به شکلی در میآورند که «معماری» نامیده میشود؟
ادامه مطلب ...موسیقی و معماری و اندوختههای فرهنگی
چگونگیهای برانگیختن و توان اثرگذاری شکل فرآوردههای موسیقی و معماری تنها براساس تجربه قابل بازشناسیاند، هر فردی که خود را در برابر یک بنای ناشناخته مییابد و یا یک اثر موسیقی هنوز ناشنیده را میشنود، به تناسب اندوختههای فرهنگی خود میتواند به برداشتهایی از آن نایل شود، چه به این اندوختهها از راه آموزش آکادمیک دست یافته باشد و چه براساس آشناییهایی با فرهنگ محیطی و آموزشها و آشناییهای غیر مکلف. آموزش موسیقی بیرون از مدارس و گوش دادن به هر وسیلهای که به کار اشاعه آزادانه موسیقی میآید، به گونهای متفاوت نسبت به آنچه از تعلیم موسیقی به دست میآید تعیین کننده بازتابهای فرداند، و به همین نحو نیز در برابر معماری، آموزش مبتنی بر نظام ارزشی و آکادمیک فردی دارای تاثیر دیگری است از آنچه اندوختهای تجربی فراهم میآورد.
ادامه مطلب ...